سوراخ کردن گوش هلیا جون
روز دوشنبه 18 مرداد طبق معمول خونه مامانم بودم ساعت 11 بود که یه دفه به سرم زد گوشای هلیا رو سوراخ کنم. به مامانم گفتم اونم قبول کرد خودم رفتم مطب خانوم ناصری که کل دوره بارداریمو پیشش سپری کردم گفت آره گوشم سوراخ میکنیم . اومدم با مامانم هلیا رو بردیم . وای خیلی ترسیده بودم . هلیا بغل مامانم بود و آرومه آرومه . آخه طفلی خبر نداشت چه اتفاقی میخواد بیفته . تا اینکه خانوم دکتر اومد و رفت سراغ هلیا . من که نتونستم ببینم . یه دفه صدای تق اومد و بعدش هلیا با صدای بلند گریه کرد. خیلی دلم سوخت . گوش بعدی رو علامت زدن و دوباره همون صدای تق اومد ولی ایندفه طفلی زیاد گریه نکرد و زود ساکت شد.
"
دختر گلم خیلی دلم برات سوخت ولی برای خودت بهتر بود تا همین الان که کوچیکی گوشتو سوراخ کنن
"
تا سه روز خانوم دکتر گفت نباید ببرمت حموم و دو هفته الکل و پماد تتراسایکلین بمالم به گوشش تا خدایی نکرده گوشش عفونت نکنه .
اینم عکس از گوشواره های طبی که تا دوهفته باید تو گوش های نازت باشه مامانی. ان شالله بعددوهفته گوشواره هایی که مامان جونت (مامانه بابا بهزاد) برای نوه گلش خریده رو تو گوش هات میکنم .




سوراخ کردن گوش هلیا جون 


