هلیاهلیا، تا این لحظه: 10 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره

هلیا... هدیه خدا

سوراخ کردن گوش هلیا جون

1395/5/21 14:33
نویسنده : اکرم محمدپور
174 بازدید
اشتراک گذاری

روز دوشنبه 18 مرداد طبق معمول خونه مامانم بودم ساعت 11 بود که یه دفه به سرم زد گوشای هلیا رو سوراخ کنم. به مامانم گفتم اونم قبول کرد خودم رفتم مطب خانوم ناصری که کل دوره بارداریمو پیشش سپری کردم گفت آره گوشم سوراخ میکنیم . اومدم با مامانم هلیا رو بردیم . وای خیلی ترسیده بودم . هلیا بغل مامانم بود و آرومه آرومه . آخه طفلی خبر نداشت چه اتفاقی میخواد بیفته . تا اینکه خانوم دکتر اومد و رفت سراغ هلیا . من که نتونستم ببینم . یه دفه صدای تق اومد و بعدش هلیا با صدای بلند گریه کرد. خیلی دلم سوخت .  گوش بعدی رو علامت زدن و دوباره همون صدای تق اومد ولی ایندفه طفلی زیاد گریه نکرد و زود ساکت شد.

"محبتدختر گلم خیلی دلم برات سوخت ولی برای خودت بهتر بود تا همین الان که کوچیکی گوشتو سوراخ کننمحبت"

 

تا سه روز خانوم دکتر گفت نباید ببرمت حموم و دو هفته الکل و پماد تتراسایکلین بمالم به گوشش تا خدایی نکرده گوشش عفونت نکنه .

 

اینم عکس از گوشواره های طبی که تا دوهفته باید تو گوش های نازت باشه مامانی. ان شالله بعددوهفته گوشواره هایی که  مامان جونت (مامانه بابا بهزاد) برای نوه گلش خریده رو تو گوش هات میکنم .

 

عکس از گوشواره های طبی هلیا جونم

 

پسندها (3)

نظرات (2)

❣ فاطمه جونــــــ ❣
17 شهریور 95 12:55
ای جوووووووووووووون هلیا خانوم خوش اومدی به این دنیا منتظرتم خانوم خشگله حتما بیاوب آتنا
❣ فاطمه جونــــــ ❣
17 شهریور 95 13:24
سلام میشه لطفا اون شکلک عصبانی رو از نظر قبلی پاک کنید ممنون میشم
اکرم محمدپور
پاسخ
سلام عزیزم پاکش کردم به جاش گل گذاشتمممم